مشاهیر

زیبایی در سخن گفتن باید از آغاز تولد سر لوحه زندگی تمام بشریت قرار گیرد.

صائب تبریزی

۲۶۱ بازديد
میرزا محمد علی صائب تبریزی در سال 1000هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. او جزء بزرگترین غزل سرایان سده ی یازدهم هجری قمری و نامدارترین شاعر زمان صفوی بوده است. پدر او تاجری معتبر بوده است و خانواده صائب جزء هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول از تبریز کوچ کرده و در اصفهان ساکن شدند. در جوانی به حج رفت و در بازگشت وارد مشهد شد. صائب در سال 1034 هجری قمری از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. ودر سال 1042 هجری قمری به اصفهان آمد. شاه عباس دوم او را به مقام ملک الشعرایی رساند. تعداد اشعار او را تا 120 هزار بیت گفته اند. سبک او به سبک هندی معروف است. آثار او سه تا چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه به نام قندهارنامه و دوسه قطعه غزل می باشد و همچنین او هفده غزل به ترکی سروده است. سرانجام او در سال 1086 هجری قمری در اصفهان وفات یافت ودر پارکی بنام صائب در شهر اصفهان دفن شد.

شیخ بهایی

۳۴۳ بازديد
نام کامل او بهاء الدین محمد بن حسین عاملی و در سال 953 هجری قمری(18اسفند925شمسی)در بعلبک لبنان بدنیا آمد. یکی از مقام های او شیخ السلام دربار صفوی(مهمترین منصب سیاسی ومذهبی) آن زمان بود. از شاگردان او می توان ملا صدرای شیرازی و محمد تقی مجلسی و محقق سبزواری و فیض کاشانی و ملا خلیل قزوینی را نام برد. از کتابهای او مفتاح الفلاح،کشکول،حبل المتقین، مثنوی نان و حلوا،جامع عباسی و بحر الحساب و...... نام برد. او را به عنوان حکیم،فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب و دانشمند می شناختند. او در زمینه فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر خاصی داشت. و سرانجام در 12شوال 1030هجری قمری (18 شهریور 1000شمسی) در اصفهان وفات یافت و در آستان قدس رضوی جنب موزه دفن شد.

حکیم شفایی

۱۷۳ بازديد
شرف الدین حسن متخلص به شفایی به سال 966 هجری قمری در اصفهان متولد شد.پزشک، حکیم، ادیب و شاعر ایرانی و ندیم خاص و مورد توجه شاه عباس بزرگ صفوی بود. در انواع شعر طبع آزمایی کرده و مجموع اشعار او بالغ بر نه هزار بیت است. از آثار او مثنوی نمکدان حقیقت و بیست باب در طب را می توان نام برد. او در سال 1037 هجری قمری در سن 71 سالگی وفات یافت.

دوبیتی از بابا طاهر

۶۲ بازديد
محبت،آتشی درجانم افروخت 
                        که تا دامان محشر بایدم سوخت
عجب پیراهنی بهرم  بریدی
                       که خیاط اجل ،می بایدش دوخت
نپرسی  حال یار   دلفگارت
                        که  هجران چون کند  با روزگارت
ته که روز وشوان دریادمویی
                        هزارت  عاشق  با     موچه کارت
نمی دانم دلم دیوانه کیست
                         کجا آواره و در   خانه   کیست
نمی دانم دل  سر گشته مو
                          اسیر نرگس مستانه  کیست 

باباطاهر و شعر عاشقی

۱۱۳ بازديد
محبت،آتشی در جانم  افروخت                   که تا دامان محشر بایدم سوخت
عجب پیراهنی بهرم      بریدی                    که خیاط اجل، می بایدش دوخت

نپرسی حال   یار       دلفگارت                    که  هجران  چون کند با  روزگارت
ته که روز وشوان دریا   دمویی                     هزارت  عاشق  با موچه    کارت

نمی  دانم  دلم  دیوانه کیست                    کجا  آواره  و در  خانه   کیست
نمی  دونم  دل  سرگشته  مو                     اسیر  نرگس  مستانه  کیست

سیاهی  دوچشمانت مراکشت                   درازی  دو زلفانت  مرا    کشت
به قتلم حاجت تیرو کمان نیست                  خم ابرو  و مژگانت مرا    کشت

اگر  یار  مرا  دیدی     به  خلوت                   بگو  ای  بی  وفا  ای بی مروت
گریبانم  ز  دستت  چاک  چاکو                    نخواهم  دوخت  تا   روز  قیامت

من آن رندم که گیرم ازشهان باج                  بپوشم جوشن وبرسرنهم   تاج
فرو   نابد    سر  مردان به نامرد                   اگر  دارم  کشند  مانند  حلاج

بابا طاهر شاعر دوبیتی های اثرگذار

۹۸ بازديد
باباطاهر همدانی معروف به باباطاهر عریان شاعر دوبیتی سرای اواخر قرن چهارم و اواسط قرن پنجم هجری و معاصر طغرل بیک سلجوقی بوده است. او مسلک درویشی و از خود فانی بودن و بی توجهی به علایق دنیوی را در زندگی همواره مراعات می کرد، آنچنان که در خور سالکان حقیقی است. دل در گرو دوست بسته و بابا را از جنبه خودبینی و خویش گرایی دور ساخته و موجب شده که او هیچگاه درصدد تظاهر و خودستایی بر نیاید و در واقع باید تصور نمود این عارف ربانی ما فوق تصورات مادی و قیل و قال های عادی سیر می کرده و افکار او در فراسوی این زمین بوده و در کران ها جولان می داده تا آن جا که آنچه مردم روزگارش بدان اشاره می کردند یا شعار می دادند، وی بدان عمل می نمود و آن کسوتی را که سایرین برای پوشش آن را به تن می کردند، او از تن دریده و خود را از آنان عریان ساخته و بدین جهت هم لقب «عریان» گرفته. بابا هرگز به خود توجه نداشت و به توجه دیگران هم نسبت به خویش بی اعتنا بوده. کلمات قصار و شیوای او با معانی بلند و دل انگیز آنچنان است که در تار و پود جان هر شنونده ای رسوخ می کند. بابا طاهر سالهای بسیاری از عمر خود را به سیر و سیاحت گذرانید و مسافرتی به اصفهان و شیراز داشت. در شهر خرم آباد بنایی به نام بقعه باباطاهر وجود دارد که به اعتقاد برخی زادگاه باباطاهر است. آرامگاه وی در شمال همدان در جوار بقعه امامزاده حارث ابن علی و در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده است. احداث بنای جدید در سال 1344 شمسی با همت انجمن آثار ملی ایران و شهرداری همدان انجام شده است. 
تن محنت کشی دیرم خدایا           دل حسرت کشی دیرم خدایا
ز شوق مسکن و داغ غریبی          به سینه آتشی    دیرم خدایا

شهریار شاعر بلند آوازه ایران

۸۷ بازديد
امروز بیست وهفتم شهریور ، روز شعر و ادب فارسی است؛ روزی که به مناسبت درگذشت و بزرگداشت سید حسین بهجت تبریزی (شهریار)، شاعر بلند آوازه ایران و متولد تبریز قهرمان نام گذاری شد. شهریار که در دوران کودکی خود را در میان روستاییان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنار کوه افسونگر«حیدربابا»گذرانده بود همچون تصویربرداری توانا ، خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد. شهریار نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود. بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود. منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است. این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده آمریکا مورد بحث رساله دکتری قرار گرفته است و برخی از موسیقی دانان همانند هاژاک ، آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.
شهریار در سال 1285 شمسی بدنیا آمد و در سال 1367 درگذشت ، و 82 سال شاعر برتر ایران بود.

مدرس نماینده واقعی مردم

۱۵۹ بازديد
در تاریخ کشورمان و در تاریخ درخشان روحانیت شیعه چهره های عالم و اندیشمند و متفکر و فداکار فراوان داریم. تعداد آنها  اندک نیست. اما جایگاه مدرس در تاریخ و در ذهن اندیشمندان این کشور جایگاهی خاص و ویژه است. دلیل اصلی اش چیست؟ چرا مدرس این همه کاروان دل را به همراه دارد؟ و چرا مدرس فراموش نشده است و فراموش نخواهد شد. دلیل اصلی عظمت این شخص که در تاریخ ایران ، در تاریخ سیاسی منطقه، در تاریخ قانونگذاری و حتی در تاریخ پرافتخار روحانیت شیعه عده آنها اندک و انگشت شمار است، این نکته است که مدرس تلاشش ، فریادش ، فعالیتش ، ایثارش برای این کشور و برای این ملت سرنوشت ساز بود. خیلی ها هستند تلاش ارزنده دارند،تلاش مفید دارند، خدمتگزار هستند،ایثار می کنند، دیگر ایثار بالاتر از اینکه کسی جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و فداکاری کند و خون او در این راه به زمین ریخته شود؟ همه این ها ارزنده است. یادش تا قرن ها در دلها زنده است.