مشاهیر

زیبایی در سخن گفتن باید از آغاز تولد سر لوحه زندگی تمام بشریت قرار گیرد.

حافظ

۳۹ بازديد
نامش محمد با شهرت شمس الدین ودر زمره شعرای قرن هشتم، بنا به روایتی در سال 726 هجری بدنیا آمده، ودر سال 791 هجری در سن 65 سالگی دار فانی را وداع کرده، پدرش کمال الدین یا به روایتی بهاء الدین نام داشته است. خواجه در محضر اساتیدی چون قوام الدین عبدالله یا ابو محمد شمس الدین عبدالله و قوام الدین ابواسحاق به تحصیل پرداخته است. او در کلیه فنون ادبی و مسائل فقهی و حکمت و عرفان و اصول مذاهب و تصوف و علوم  و معارف زمان خود تبحَر یافت و نیز حافظ قرآن شد و تخلَص حافظ را در اشعار خود انتخاب کرد. حافظ در اواسط عمر ازدواج کرد و ثمره آن دو فرزند یکی بنام شاه نعمان که در سفر هندوستان بدرود زندگی گفت و دیگری در سنین کودکی در شیراز درگذشت که در اشعار حافظ اشاراتی به این دو مصیبت شده است. همسر حافظ بیش از او از دنیا رفته بوده است. حافظ در شیراز بسبب جدال زعمای قوم بر حکمرانی از نظر شهرت و موقعیت ممتاز علمی و ادبی که داشت خواه ناخواه بجرگه های سیاسی و مناقشات زمامداران وقت کشانده می شد کما اینکه درباره آنان از قبیل شاه ابواسحاق، امیرمبارزالدین، شاه شجاع، شاه یحیی، خوجه قوام الدین، شاه منصور، شاه محمود در اشعار خود اشاراتی کرده است. از مسافرت های حافظ سفر به یزد و سفر به هندوستان و سفر به اصفهان را می توان نام برد. و اکنون تربت پاکش در شهر شیراز قرار دارد.

غزل های حافظ

۱۸ بازديد
اگر  آن  ترک  شیرازی  بدست  آرد  دل  ما    را  
بخال   هندویش  بخشم  سمرقند  و  بخارا   را  
بده ساقی می باقی که درجنت نخواهی یافت 
کنار    آب   رکناباد   و   گل   گشت   مصلا   را 
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار  شهر آشوب 
چنان  بردند  صبر از دل که ترکان خوان یغما  را 
ز عشق ناتمام  ما جمال  یار  مستغنی  است 
بآب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا  را  
حدیث از مطرب دمی گو  و  راز  دهر کمتر  جو 
که کس نگشود و نگشاید بحکمت این معما را 
من ازآن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم 
که  عشق از  پرده  عصمت  برون آرد زلیخا  را 
بدم  گفتی  و  خرسندم  عفاف الله نکو گفتی 
جواب  تلخ  می  زیبد  لب  لعل  شکر  خا   را  
نصیحت گوش کن جانا که از جان دو ستردارند 
جوانان    سعادتمند    پند    پیر    دانا       را  
غزل گفتی ودرسفتی بیا وخوش بخوان حافظ 
که  بر  نظم  تو  افشاند  فلک  عقد    ثریا  را

زمزمه های حافظ

۱۴ بازديد
الا   یا  ایها    الساقی  ادر   کاساً  و   ناولها 
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشگلها 
ببوی   نافه    کاخر   صبا  زان  طرً    بگشاید 
ز تاب  زلف  مشگینش چه خون افتاد در دلها 
به می سجٌاده رنگین کن گرت پیر مغان  گوید 
که  سالک  بیخبر   نبود ز راه و  رسم  منزلها 
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون  هردم 
جرس  فریاد   میدارد   که   بربندید   محملها 
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین  هائل 
کجا   دانند    حال   ما   سبکباران   ساحلها 
همه کارم  زخود کامی ببدنامی کشید  آری 
نهان کی ماند آن رازی  کزان سازند محفلها 
حضوری گرهمی خواهی ازوغائب مشوحافظ  
متی  ماتلق  من  تهوی دع  الدنیا   و اهملها

محمد فرخی یزدی

۳۷ بازديد
«محمد فرخی یزدی» شاعر و روزنامه نگار آزادیخواه ایران در سال 1268 هجری شمسی در یزد متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مدرسه مرسلین که متعلق به انگلیسی ها بود، آغاز کرد. اما روح آزاده او مانع از خاتمه تحصیل در مدرسه گردید. 15 ساله بود که ذوق و قریحه شاعری که از کودکی در او بروز یافته بود، به سرودن شعری علیه سیاست انگلیس و اولیای مدرسه پرداخت و اخراج شد. تحصیلات رسمی فرخی یزدی تا پایان عمر نیز از همین اندازه فراتر نرفت. با اخراج از مدرسه، برای امرار معاش، در کارگاه های پارچه بافی یزد به کارگری مشغول شد. شاعر نوجوان در سال های کارگری با دیوان شاعرانی چون سعدی، مسعود سعد سلمان و ...انس و الفت برقرار کرد. با آغاز مشروطیت، فرخی نیز به مشروطه خواهان پیوست و با تشکیل حزب دموکرات، به عضویت دموکرات های یزد در آمد. در نوروز 1288 برای نخستین بار طعم زندان را چشید. بازداشت و حبس کوتاه مدت، شهرتی جاودانه برای فرخی یزدی ایجاد کرد. رسم بر این بود که به مناسبت عید نوروز، شاعران قطعه ای شعر در مدح حکومت ساخته و در دارالحکومه قرائت می کردند. فرخی اگر چه شاعری جوان بود، اما در این زمان، اشعار او آن اندازه شهرت داشت که داراالحکومه یزد نیز، توقع سرودن سلام نوروزی از سوی او را داشته باشد. فرخی، اما در قطعه ای تند به انتقاد از استبداد پرداخت:
خود،تو می دانی، نیم از شاعران چاپلوس 
کز برای سیم بنمایم   کسی را  پای بوس
یا رسانم چرخ ریسی را به  چرخ    آبنوس
من نمی گویم تویی درگاه هیجا همچوطوس
لیک گویم، گر به قانون،  مجری قانون  شوی
بهمن و کیخسرو و جمشید و افریدون شوی
خواندن این شعر، خشم «ضیغم الدوله قشقایی» حاکم یزد را بر انگیخت. فرخی یزدی را دستگیر کردند و با شکنجه فراوان به زندان انداختند. با عزل ضیغم الدوله از حکومت یزد، فرخی از زندان رهایی یافت و در اوایل 1289 به تهران مهاجرت کرد. فرخی در تهران به نشر مقالات و اشعار خود در جراید پرداخت. عاقبت فرخی یزدی، شاعرآزاده ایرانی ، در 1318 در زندان قصر به قتل رسید. در حالی که گزارش زندان، مرگ شاعر را مالاریا اعلام می کرد!

میر عماد خوشنویس عصر صفوی

۳۳ بازديد
مدر عماد حسنی در سال 961 هجری قمری در قزوین متولد شد. در جوانی برای تکمیل هنر خود به به تبریز و سپس به عثمانی و حجاز رفت. بعد به ایران بازگشت و راهی اصفهان شد. وی از مقربین دربار شاه عباس اول و از خوشنویسان پر آوازه ی آن زمان شد. او در خط نستعلیق سرآمد خطاطان گردید. همین امر حسادت برخی از اطرافیان شاه رابر انگیخت و او را سنی مذهب معرفی کردند. میرعماد از چشم شاه افتاد سرانجام تعدادی ارازل و اوباش بر سرش ریختند و در تاریکی شب او را کشتند. مرگ میرعماد به سال 1024 هجری قمری و در سن 63 سالگی رخ داد. و مزار او اکنون در اصفهان است.

رضا عباسی نقاش برجسته عصر صفوی

۳۳ بازديد
رضا عباسی در سال 974 هجری قمری در قزوین بدنیا آمد. او فرزند علی اصغر کاشی یکی از نقاشان مشهور عصر صفوی بود. رضا در دامان پدر و نقاشان بزرگ عصر خود تربیت شد. این نقاش جوان به تدریج سبکی را ابداع کرد که در عرض دو دهه چهره نگاری ایران را تغییر داد. رضا سرآمد همه هنرمندان و نقاشان اصفهان گردید. شاه عباس اول او را به خود منسوب نمود و از آن پس به نام رضا عباسی مشهور شد. وی سرانجام در سال 1044هجری قمری در اصفهان چشم از جهان فرو بست.

علیرضا عباسی خطاط برجسته عصر صفوی

۲۶ بازديد
علیرضا عباسی تبریزی خطاط برجسته عصر صفوی است. پس از آنکه در زمان سلطان محمد خدابنده، ترکان عثمانی تبریز را به تصرف در آوردند علیرضا عباسی از تبریز به قزوین پایتخت دولت رفت ودر مسجد جامع آن شهر منزل گرفت و به کار کتابت مشغول شد. امضاء او در این زمان (علیرضا الکتاب) بود.علیرضا عباسی سال 1001 به خدمت شاه عباس صفوی در آمد و در زمره ی ندیمان مخصوص وی قرار گرفت. و به لقب شاه نواز شناخته شد. سرانجام او در سال 1050 هجری قمری وفات یافت.

صائب تبریزی

۱۳۲ بازديد
میرزا محمد علی صائب تبریزی در سال 1000هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. او جزء بزرگترین غزل سرایان سده ی یازدهم هجری قمری و نامدارترین شاعر زمان صفوی بوده است. پدر او تاجری معتبر بوده است و خانواده صائب جزء هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول از تبریز کوچ کرده و در اصفهان ساکن شدند. در جوانی به حج رفت و در بازگشت وارد مشهد شد. صائب در سال 1034 هجری قمری از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. ودر سال 1042 هجری قمری به اصفهان آمد. شاه عباس دوم او را به مقام ملک الشعرایی رساند. تعداد اشعار او را تا 120 هزار بیت گفته اند. سبک او به سبک هندی معروف است. آثار او سه تا چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه به نام قندهارنامه و دوسه قطعه غزل می باشد و همچنین او هفده غزل به ترکی سروده است. سرانجام او در سال 1086 هجری قمری در اصفهان وفات یافت ودر پارکی بنام صائب در شهر اصفهان دفن شد.